X
تبلیغات
هیئت زیارت عاشورا منتظران المهدی رکن کلا



هیئت زیارت عاشورا منتظران المهدی رکن کلا

شاید این جمعه بیاید شاید...




1_h.jpg

از هـر کسی که گرفتـم سراغ خانــه تو ؟
ز مــن گرفت نشـــان از تو و نشــانه تو !

نــــوکر رخ ارباب نبیند سخـــــت است !
شب گر رخ مهــتاب نبیند سخت است !
لــــب تشنه اگر آب نبیند سخت است !

ای منجی و مقتدای عالم کجایی ؟
کـــــی پرده زچــهره می گشایی ؟

مـــا منتظر ظـــــهور هســــــــتیم !
دلـــــخسته و منتـــظر نشستیم .

ای شـــــاه نظر به ســـــوی ما کن
ایـــــن درد فــــــــراق خــــود دوا کن

یک جـــــرعه ز دیدنت بنــــــــوشان
ایـــــــن درد فــــــراق خــود بپوشان .

هــــر جمعه غــــروب دل خراب است
چـــــون تشــــنه در انتظار آب است

ایـــــن شـــــام غمت بیـــا سحر کن

کــــــام همه شیعیان شــــــــکر کن.

.




+ سه شنبه 15 بهمن1392 | ساعت21:34 | توسط ابوالفضل | |





imam_zaman_hazrate_mahdi-386x241.jpg

این روزهــا خیلی دلـــم تنگ است آقــــا


طبل جهان ضربش بد آهنگ ست آقـــا

سرتاسر جغرافیای خاک مفلوک

از جنس تلخ مکر و نیرنگ است آقـــا

لبخند از لبهای باران رخت بسته ست

بر دوش شب سنگینی سنگ است آقـــا

بین زمین و آسمان و ماه خورشید

بین برادرهایمان جنگ است آقـــا

یک پای ایمان از درون پوسیده انگار

پای دگر از بیخ و بن لنگ است آقـــا

از انتظاری تلخ و دروی شعر گفتن

یک جزء تکرار یه فرهنگ است آقـــا

حتی همین ابیات زردی را که خواندید

با مردمان کوچه همرنگ ست آقـــا
این روزها خیلی دلـــم تنگ است آقــــاښ


+ سه شنبه 15 بهمن1392 | ساعت20:23 | توسط ابوالفضل | |





دلا تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد


به روز مرگ، شعرت، سورة یاسین نخواهد شد


فریبت می‌دهند این فصل‌ها، تقویم‌ها گل‌ها


از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد!


مگر در جستجوی ربّنای تازه‌ای باشیم


وگرنه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد


مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم


خدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد



به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله‌ور در باد،


بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد!


+ سه شنبه 15 بهمن1392 | ساعت14:47 | توسط رقیه | |





وقتی 124000پیامبر مرسل


عاشق توأند...


من باید سنگ باشم که


عاشقت نباشم...


                       عاشق


+ سه شنبه 15 بهمن1392 | ساعت14:45 | توسط رقیه | |





02.jpg



+ سه شنبه 15 بهمن1392 | ساعت14:6 | توسط ابوالفضل | |






ای حجت زمانه!‏ دارم سؤالی از تو:


آیا توان که یک روز آن روی ماه دیدن؟


کی می‏شود ظهورت؟ تا فصل شادی آید


با دیدن رخ تو از غصه‏ها رهیدن


عمری است این امیدم: روزی تو را ببینم


بوسه زنم به پایت، وز تو دعاشنیدن


دشمن ره صفا را بر روی شیعه بسته


خم گشت قامت ما از پیش و پس خمیدن


خوش باد گر که ما را یک شب دهی اجازه


در زیر سایه‏ی تو یک لحظه آرمیدن!


گوید «بنیسی» زار با اشک و آه و ناله:


«از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن»


+ سه شنبه 15 بهمن1392 | ساعت13:58 | توسط ابوالفضل | |





صلوات، دعایی نیکو برای تعجیل فرج

دعا به هر شکل و زبانی که باشد مورد قبول است و لازم نیست با کیفیت یا آداب خاصی باشد گفته شود؛ اگر با رعایت آداب خاص و با استفاده از کلمات و عبارات پر محتوا باشد، قطعاً بهتر خواهد بود.

ادعیه وارده از حضرات معصومین (علیهم السلام) بهترین شیوه برای دعا کردن هستند و شیعه با بهره مندی از این گنج های ارزشمند معنوی، به زیباترین شکل به درگاه حضرت حق التجا می کند و با این جملات زیبا خواسته های خود را از خداوند می خواهد.

صلوات دعایی است که ائمه اطهار (علیهم السلام) ما را از کیفیت مطلوب آن آگاه ساخته اند.

یکی از واجبات مذهب ما تولی و تبری است؛ به این معنا که باید از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) دوری جست (تبری) و با دوستانشان الفت داشت (تولی).

صلوات، بهترین راه برای نشان دادن تولی است و یقیناً دعا برای تعجیل در امر فرج، به تولایمان خواهد افزود و بهترین شعار برای بیان اعتقاد قلبی ما خواهد بود.

البته در برخی روایات که به تبری توصیه شده است، همراه با صلوات و دعا برای تعجیل در فرج، سفارش شده که نابودی دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) نیز خواسته شود. مثلاً در صلواتی که در کتاب جمال الاسبوع نقل شده، این چنین آمده است: « اللهم عجل فرج آل محمد و اهلک اعدائهم من الجن و الانس» (جمال الاسبوع، ص 479)

یا در دعایی در اعمال شب جمعه آمده است، می خوانیم؛ «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین.» (بحارالانوار، ج 86، ص 289)


+ جمعه 6 دی1392 | ساعت21:8 | توسط عباس | |





سران سازمان های مخفی یعنی انگلیس و آمریکا با مدیریت رژیم صهیونستی از همه حیله ها برای این منظور بهره جستند. آنها با طرح "پروژه یوژنیکس" یا همان "علم به‌نژادی"، همه تلاش خود را مصروف عقیم سازی مردم جهان، ممانعت از تولد و کنترل زاد و ولد کردند و با همه قوا این پروژه را بر کشورهای شرقی و مذهبی تحمیل نمودند.
به گزارش مشرق، "ادوارد سعید"، محقق معروف فلسطینی الاصل که در مجامع دانشگاهی آمریکایی صاحب نام و کرسی است معتقد است "غرب همواره به شرق اسلامی با کینه و ترس برخورد کرده است. برای این کینه و ترس، دلایل مختلف و فراوان روان شناختی و مذهبی می توان ذکر کرد؛ اما همه دشمنی غرب، به نگاه آنها به چالش های آخر الزمانی بر می گردد. 

 
کشتار خاموش ساکنان زمین


+ جمعه 6 دی1392 | ساعت21:7 | توسط عباس | |

:: ادامه مطلب




طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد...



یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود. لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود. معلوم بود که این دراز کش مجروح شده است. اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود.
خوب، پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. 555 و 556 . فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند. معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند.
اسامی را مراجعه کردیم در کامپیوتر. دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است.
پدری سر پسر را به دامن گرفته است.
شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است ، اهل روستای باقر تنگه بابلسر.
.

.
.
امام حسین علیه السلام وقتی بر بالین حضرت علی اکبر علیه السلام رسید، که جان باخته بود. صورت بر چهره خونین او نهاد و دشمن را نفرین کرد: «قتل الله قوما قتلوک...


+ جمعه 24 آبان1392 | ساعت17:47 | توسط عباس | |








چند روز پیش پیامکی در میان مردم دست به دست می گشت با این متن: «اخرین و جدیدترین مدل مو، رنگ، مش، دیزاین ناخن، گریم،میك آپ عروس. تاتو و…. را فقط چند روز دیگر پشت دسته های عزاداری ببینید!!!» پیامکی که خنده ی تلخی را بر لب خوانندگانش می آورد و گویای یکی ازبدعت هایی است که در سالهای اخیر در مراسم عزاداری محرم دیده می شود.

ناهنجاری

 

عزایی که با عروسی اشتباه گرفته شده


 

وقتی جایگاه صاحب مجلس رعایت نمی شود

اگر دخترکان و زنان بزک کرده پیش از حضور در مراسم عزاداری عاشورا، برای لحظه ای به جایگاه بزرگمردی بیندیشند که در سالگرد شهادت جوانمردانه اش حضور دارند، شاید کمی به خود آمده و دست از این آرایش ها و پوشش های نامتناسب بردارند. اما مثل اینکه دهه محرم برای عده ای بهانه ای برای برگزاری کارناوال های شبانه و پوشش و آرایش های نابهنجار و نامناسب شده است تا به این بهانه در خیابان های حضور پیدا کرده و خودنمایی کنند.

 

موی بلوند و پوست برنزه در ردای مشکی

یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی از دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال کوچک مشکی پوشیده شده است،  پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند. این حضور بی پرده اما بیش از اینکه در راستای عزاداری باشد، می تواند توجه عزاداران را به سوگواری خالص دور کند.

 

وقتی نظارت خانواده ها کمرنگ می شود

یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به وقوع می پیوندد این است که برخی از دختران و پسران نوجوان به بهانه حضور در مراسم عزاداری ، ساعاتی از شب را که در سایر روزهای سال بدون حضور خانواده  نمی توانستند بیرون از خانه به سر ببرند، در خیابان های سپری می کند و در خلا نظارتی خانواده ها ممکن است در خیابان های شلوغ شهر در چنین شب های گرفتار روابطی بشوند که در ادامه خطراتی را برایشان در پی داشته باشد.

 

آشنایی های خیابانی و شب های محرم

یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به وقوع می پیوندد، آشنایی های خیابانی است که به واسطه بیرون ماندن های شبانه دختران و پسران اتفاق می افتد، اشنایی هایی که در بیشتر موارد به دوستی های مقطعی و دور از نظارت خانواده های می انجامد و به آسیب های دنباله داری را برای خانواده های و نوجوانان به دنبال می آورد و همین مسائل است که لزوم نظارت بیشتر خانواده ها به حضور شبانه فرزندانشان در این خیابان ها را پر رنگ تر می کند.

یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی از دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال کوچک مشکلی پوشیده شده است، پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند

تب مانکنی در شب های محرم

البته در کنار دختران و زنان بدحجابی که در مراسم عزاداری سالار شهیدان دیده می شوند، بسیار هم هستند پسرانی که با مدل های موهای آنچنانی و لباس های نامناسب در این مراسم شرکت می کنند، چه عزاداران درون دستجات که به زنجیرزنی و سینه زنی می پردازند و چه پسرانی که با ظواهری که بیشتر برای خودنمایی آراسته شده راه مراسم غزاداری را پیش می گیرند و انگاری بیش از اینکه به دنبال سوگواری باشند، قصد جلب توجه از تماشاگران غیرهمجنس خود دارند. این روزها هم در میان پسران جوان عزادار امام حسین بسیارند پسرانی که با مدل موهای فشن و لباس های تنگ و نامناسب تنها برای تماشا کردن و تماشا شدن قدم در خیابان ها می گذارند.

 

لزوم فرهنگسازی رسانه ای در خصوص حجاب

به رغم برخوردهای سلبی نیروی انتظامی در مسئله حجاب در قالب گشت ارشاد و طرح های امنیت اخلاقی اما در نهایت این برخوردها نتوانست تاثیر چندانی بر روند بی حجابی دختران و بانوان بگذارد و هنوز هم که هنور است، اگر ترس از گشت ارشاد و پلیس و دستگیری نباشد، بی حجابی بسیار پر رنگ تر در معابر عمومی شهر دیده خواهد شد. زمان محرم هم استثنایی برای این مسئله همیشگی نیست و در این میان نه نیروی انتظامی که نهادهای فرهنگسازی مانند رسانه ها هستند که باید تمهیدی بیندینشد تا خود دختران و زنان به نسبت به لزوم حجاب و تاثیر آن در مصونیت در اجتماع اگاهی پیدا کنند،  نه اینکه با ارعاب و تهدید مردم را به نوع خاصی از حجاب مجبور شوند.

این شب هایی که مردم با یاد سالار شهیدان در مراسم عزاداری امام حسین شرکت می کنند و در میان این گریه ها و عزاداری ها به دنبال حاجت خود می گردند، چه بهتر است که جوانان هم برای حضور در این محافل کمی رعایت صاحب مجلس را کرده و با پوشش و حجابی در این مجلس حضور به هم برسانند که بتوانند به بهترین نحو از ثواب این شبها بهره مند شوند.


+ جمعه 24 آبان1392 | ساعت16:49 | توسط عباس | |






کاروانی بی مثل در عالمین

کاروانی بسته بر موی حسین

کاروانی از امیرالمومنین

آل هاشم حلقه و زینب نگین

.کاروانی غرق احساس آمده

با علمداریِ عباس آمده

کاروانی خسته اما از ستم

کامده بیرون دل شب از حرم


کاروانی بر غم و محنت قرین

.مرگ، ایشان را نشسته در کمین


کاروانی مانده در چنگ بلا

لاجرم منزل زده در کربلا

کاروان رشک ثریا گشته است

خیمه های عشق بر پا گشته است

این رباب است و علی اصغرش

اکبراست این با رقیه خواهرش

و آن خروش و اشک آل فاطمه است

زینب کبری دلش در واهمه است

بین خیمه راه می پوید حسین

.زیر لب این گونه می گوید حسین

.این زمین معراج ما تا کبریاست


این زمین پیمانه ی قالوا بلی ست

.این زمین از عرش اعلی برتر است

.این زمینِ لاله های بی سر است

این زمین دریای احمر می شود

مهد خواب سرخ اصغر می شود

.اکبر این جا ارباً اربا می شود

فاطمه در خون هویدا می شود

.قاسم این جا غرق زخم از تیغ کین

.پیش چشمش می کشد پابر زمین


این زمین غرق مَلالَم می کند

در غم عباس دالم می کند

این زمین در خاک و خونم می کشد

تاالیه راجعونم می کشد

رنگ می گیرد ز خون آیینه ام

می نشیند شمر روی سینه ام

بر سر نی روح مکتب می شوم

سوره ی والفجر زینب می شوم
2301419243401081002312461871622372092391


+ چهارشنبه 22 آبان1392 | ساعت21:52 | توسط ابوالفضل | |






آهش میان هلهله ها ناپدید شد

از گریه بدون صدا نا امید شد

دیگر بلند نام تو را می زند صدا

اونوحه خواند و خالق طرحی جدید شد

از روی نی سرت به زمین خورده است باز

.سردرد دختر تو دوباره شدید شد

باید زهیر بود که می دید دخترت

.هفتاد دفعه پای سر تو شهید شد

.تا مشت شمر موی تو را، پیش او کشید

.او یک شبه تمامی مویش سپید شد

او گفته،با النگوی خود قهر کرده است؟!

.چون سهم آن کسی که سرت را برید شد

.آیینه غرور خودش را شکسته دید

.از بعد آن که وارد بزم یزید شد

.با زحمت زیاد خودش دید بین طشت

درگیربا دهان تو چوبی پلید شد



+ سه شنبه 21 آبان1392 | ساعت21:30 | توسط ابوالفضل | |






هرکه بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است

دل که نذر کربلا شد بی قرارش بهتر است

بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست

سائل آقا شدن اصلا ندارش بهتر است



ما چرا بیچاره...

 بیچاره آنها که حسینی نیستند

هرکه شد وقف محرم روزگارش بهتر است

فاطمه با گریه اش ما را اسیر خود نمود


آری آری گریه اصلا گریه دارش بهتر است


هرکه گفت نام حسین نام دگر را نبرد

هیچ ذکری بخدا نام حسین جان نشود




درد ما داغ حسین است دوایش گریه است

با طبابت جگر سوخته درمان نشود...


17512388546630429839.jpg


+ سه شنبه 21 آبان1392 | ساعت21:25 | توسط ابوالفضل | |





 هر چه داريم همه از كرَم عباس است


خلقت جنت حق لطف كرم عباس است


نه فقط خلق زمين عبد و غلامش باشند


بخدا خيل ملائك حَشَم عباس است


شيعه از كينه دشمن نهراسد هرگز


دين ما تحت
لواي علم عباس است


در صف حشر علمدار شفاعت زهراست


علم فاطمه دست قلم عباس است


نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو


عشق ديريست كه در پيچ و خم عباس است

برای مشاهده اندازه واقعی عطش...! کلیک کنید


+ سه شنبه 21 آبان1392 | ساعت15:6 | توسط ابوالفضل | |






در هر کجا به باورتان من چکیده ام

بر گریه های خواهرتان من چکیده ام

هر شب دلم به یاد شما بغض می کند


بر پاره پاره پیکرتان من چکیده ام

در اوج غربتی و به نِی تکیه داده ای

با ناله های آخرتان من چکیده ام

یک ضربه ، دو ، سه ، رسید تا دوازده

از طرز کَندن سرتان من چکیده ام

نجر نمانده ، چقدر بَد بریده است

بر این بریده حنجرتان من چکیده ام

تیری شبیه نیزه ولی با شتاب ِ تیر

آمد به قصد اصغرتان من چکیده ام

یک دشت پُر شده ز تن اکبرت حسین

بر بید ریخته پرتان من چکیده ام

گوشواره را کشید و رقیه زمین خورد

بر خاک روی دخترتان من چکیده ام...


-4_1761729480.jpg


+ دوشنبه 20 آبان1392 | ساعت21:11 | توسط ابوالفضل | |






حسیــــن جان

تسبیحی یافته ام

نه از جنس سنگ و خاک

بلور اشک هایم را به نخ کشیده ام

این روزها به جای دعــــــا و ذکـــر

باید گریست..!!!
..

امام صادق "علیه السلام" فرمودند:

نفس کسی که برای مظلومیت ما محزون است تسبیح است.
..

warpic_13192232.jpg


+ دوشنبه 20 آبان1392 | ساعت20:49 | توسط رقیه | |






اینجا که آمدیم غم و غصه پا گرفت


دلشوره ای عجیب وجود مرا گرفت


حس غم جدایی این دشت لاله خیز


بال و پرم جدا و دلم را جدا گرفت


فالی زدم به مصحف پیشانی ات حسین


آیات غربت تو دلم را فرا گرفت


در این حسینیه که همان عرش کبریاست


حق امتحان ز قافله ی انبیاء گرفت


تنها دلیل بودن من سایه ی سرم


زینب فقط به عشق برادر بقا گرفت


بین خیام خیمه ی عباس دیدنی است

شکر خدا رکاب مرا آشنا گرفت

 

تا وقت هست حلقه ی انگشتری در آر
 

از ترس ساربان دل زینب عزا گرفت

 

وای از دل رباب که بیند به جای آب

 

تیر سه پر به حنجر شش ماهه جا گرفت

 

اینجا درخت و نیزه تفاوت نمی کند

 

هر یک به سهم خویش نشان تو را گرفت

 

تو ناله می زنی عوضش سنگ می زنند

 

وای از دمی که دور تو را نیزه ها گرفت

 

وای از شتاب دست پلیدی که عاقبت

 

زیور ز گوش دخترکان بی هوا گرفت


حتی مدینه این همه زجرم نداده بود

 

یک نیم روز جان مرا کربلا گرفت


08038217549104962455.jpg




+ یکشنبه 19 آبان1392 | ساعت18:27 | توسط ابوالفضل | |






بده در راه خدا من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آلِ عبا محتاجم

از قنوتِ سحرِ مادرتان جاماندم

پسرِ حضرت زهرا به دعا محتاجم

مهربان ، کاش زُهیری بَغلم می کردی

من به آغوشِ پُر از مهرِ شما محتاجم

شوقِ پرواز بده روحِ زمین گیرِ مرا

به جنونِ سرِ اِیوان طلا محتاجم

دودِ این شهر مرا از نفس انداخته است

به هوای حرم کربُبلا محتاجم

چقدَر گریه کنم تا نبری از یادم

در سراشیبیِ قبرم به شما محتاجم...

1380654941327639_large.jpg


+ یکشنبه 19 آبان1392 | ساعت18:3 | توسط رقیه | |






باران که میبارد


دلم برایت تنگ تر میشود...


راه می افتم بدونِ چتر


من بغض میکنم ، آسمان گریه



+ یکشنبه 19 آبان1392 | ساعت17:52 | توسط رقیه | |





سلام من به محرم به كربلا و جلالش


به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش



سلام من به محرم به حال خسته زینب


به بی نهایت داغ دل شكسته زینب



سلام من به محرم به دست و مشك ابوالفضل


به ناامیدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل



سلام من به محرم به قد و قامت اكبر


به خشك اذان گوی زیر نیزه و خنجر



سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم


به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم



سلام من به محرم به گهواره اصغر


به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر



سلام من به محرم به احترام سكینه


به آن ملیكه كه رویش ندیده چشم مدینه



سلام من به محرم به عاشقی زهیرش


به بازگشتن حر خروج ختم به خیرش



سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش


به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش



سلام من به محرم به زنگ محمل زینب


به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب



سلام من به محرم به انتظار رقیه


به پای آبله بسته به چشم تار رقیه


سلام من به محرم به شور و حال عیانش


سلام من به حسین و به اشك سینه زنانش


سلام من به محرم به حزن نغمه هایش


به پرچم و به سیاهی به خیمه های


_babol2011_blogfa_com_6.gif


+ یکشنبه 19 آبان1392 | ساعت0:23 | توسط ابوالفضل | |






_babol2011_blogfa_com_4.gif

این روزها دلم شده است بین الحرمین...

حرمی از جنس بهشت

با پنجره ایی از جنس فولاد نرم...

و بهشتی از جنس حرم

با شش گوشه ای از جنس خون ........


+ یکشنبه 19 آبان1392 | ساعت0:6 | توسط ابوالفضل | |





  هنوز هم از تمام دلبستگی های این دنیا...


                                       دل بستن به دلت...            

                                                            بیشتـر به دلم میچسبد...!!!

                                                                           


46113003492694828008.jpg


+ یکشنبه 19 آبان1392 | ساعت0:3 | توسط ابوالفضل | |






مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی

زهرا شدی،علی شدی ومصطفی شدی

وقتی عسل ز لعل لبت بوسه ای گرفت

تنها سواره ی حسن مجتبی شدی


از بس عزیز هستی واز بس که محشری

بین قنوت زینب کبری دعا شدی


دل ها شکست و غصّه حرم را فرا گرفت

وقتی که از کنار عمویت جدا شدی


ند رکاب حسرت پای تو را کشید

تا راهی میانه ی دشت بلا شدی


دانه به دانه موی عمویت سفید شد

وقتی زمین فتادی و وقتی که تا شدی


در بین معرکه چقدَر نیزه خوردی و

پرپر شدی

خلاصه شدی نخ نما شدی

یک نیزه دار جسم تو را بر زمین زد و

بر زیر نعل کشته ی بی انتها شدی


تشییع پیکرت چقدر دردسر شد و

آخر میان تکّه حصیری تو جا شدی


ن خاطرات کوچه دوباره مرور شد

وقتی به زیر پای عدو جابه جا شدی


l232554_ghasem-ebne-hasan-mazhabiun_ir-1


+ شنبه 18 آبان1392 | ساعت23:59 | توسط ابوالفضل | |





a136879_89385677681561794238.gif

زره اندازه نشد پس کفنش را دادند

کم ترین سهمیه از سهم تنش را دادند

قاسم انگار در آن حظه "انا الهو" شده بود

سر این "او" شدنش بود "من"ش را دادند

بی جهت نیست تماماً بغلش کرده حسین

بعد ده سال دوباره حَسنش را دادند

تا که حرز حسنی همره قاسم باشد

عمّه ها تکّه ای از پیرهنش را دادند


داشت مجذوب کلیم اللهی خود می شد

سنگ ها نیز جواب سخنش را دادند

داشت با ریختنش پای عمو کم می شد

چه قدر خوب زکات بدنش را دادند

گفت یعقوب: تن یوسف من را بدهید

گفت یعقوب: ولی پیرهنش را دادند

r064554_7design_06023050.jpg


+ شنبه 18 آبان1392 | ساعت22:31 | توسط ابوالفضل | |






عشق بازی کار هر شیاد نیست                   این شکار دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است                      طالب حق راحقیقت لازم است

عشق از معشوقه اول سرزند                      تا به عاشق جلوه دیگر کند

تا بحدّی که بر سر هستی از او               سرزند صد شورش و مستی از او

شاهد این مدعی خواهی اگر                      بر حسین و حالت او کن نظر

روز عاشورا در آن میدان عشق                   کرد رو را جانب سلطان عشق

بارالها این سرم این پیکرم                     این علمدارر شید این اکبرم

این سکینه این رقیه این
ارباب           این عروس دست و پا در خون خضاب

این من واین ذکر یا رب یا ربم             ا
ین من و این ناله های زینبم

این من و این ساربان این شمر دون          این تن عریان میان خاک و خون

پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق            ای حسین ای یکه تاز راه عشق

گر تو بر من عاشقی ای محترم                   پرده برچین من بتو عاشق ترم

غم مخور که من خریدار توام                    مشتری بر جنس بازار توام

هر چه بودت داده ای در راه ما            مرحباصد مرحبا خود هم بیا
 
  خود بیا که می کشم من ناز تو          عرش و فرشم جمله پا انداز تو

لیک خود تنها میا در بزم یار          خود بیا و اصغرت را هم بیار
90.jpg


+ شنبه 18 آبان1392 | ساعت17:2 | توسط رقیه | |






ارباب...

یک نفر این جا می نویسد

که به جز

" تو"


"هیچ کس "

               تصاویر مذهبی مخصوص محرم



+ شنبه 18 آبان1392 | ساعت15:29 | توسط رقیه | |






رسید وقـت رسـیـدن به ضربه های کسـی


شــکســت حنجره امّـا بـه زیـر پای کسـی




آــ
هـای خـنـجـر کهــنــه! نمــی‌شـود


نبـری????????????




نمی شود که بمیرد کسی به جای کسی


کــمـی گـذشـت و هـجـوم دوبــاره‌ای آمــد


ردا بــرای کســی شــد زره بـــرای کسـی




به روی نیــزه نشستی و عرش مال تو شد


بــه پــای نیــزه نشستـه غم صدای کسی




فــرشــتـه‌ها همـه بــا هم بـه گریه افتادند


بــه مـادرانــه تـریـن سوزِ های هایِ کسی


صلی الله علیک یا أبا عبدالله


13786812054315140672.jpg


+ جمعه 17 آبان1392 | ساعت16:20 | توسط رقیه | |






خواستم عاشقی ام پیشِ خودم باشد و تو...

گریه هایم چه کنم،دست مرا رو کردند...! 

خادمان[تو] نگفتند برای [تو] مگر ... ؟

چقدر اشک که از صحنِ [تو] جارو کردند ...!21547948458246033689.jpg


+ جمعه 17 آبان1392 | ساعت16:8 | توسط رقیه | |






مادر به اشک روضه به من شیر داده است

در شیرم آب کرده،

ولی سود با من است

لا یوم کیومک یا ابا عبد الله


                                   


+ جمعه 17 آبان1392 | ساعت11:24 | توسط رقیه | |






فکری به حال ماهی در التهاب کن.19.gif


بابا برای تشنگی من شتاب کن


دردی عمیق در رگ من تیر می کشد


من را برای ذبح عظیم انتخاب کن


هل من معین توست که لبیک می دهم


اَمَّن یجیب های مرا مستجاب کن


من روی دست های تو قد می کشم، پدر


از این به بعد روی نبردم حساب کن


داغ جوان چه زود تو را پیر کرده است !


با خون من محاسن خود را خضاب کن


گهواره هم که تاب ندارد بدون من


فکری به حال خاطره های رباب کن


وقتش رسیده نیزه ی خود را علم کنند


هفتاد و دومین غزلت را کتاب کن.19.gif

                              98732039671923529247.gif


+ جمعه 17 آبان1392 | ساعت8:29 | توسط رقیه | |